المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
83
مروج الذهب ( فارسى )
101 ذكر زمين و دريا و رودها و كوهها و هفت اقليم و ستارگان وابسته به آن و ترتيب افلاك و مطالب ديگر حكما زمين را به جهت مشرق و مغرب و شمال و جنوب تقسيم كردهاند و هم آن را به دو قسمت كردهاند : مسكون و نامسكون ، آباد و غير آباد ، و گفتهاند زمين مدور است و مركز آن در ميان فلك است و هوا از همه سو آن را احاطه كرده است و نقطه يا قلهء آن بنزد فلك البروج است و آبادى زمين را از حدود جزاير خالدات كه شش جزيرهء آباد در درياى اقيانوس غربى است تا اقصاى معمورهء چين گرفتهاند و آن را دوازده ساعت يافتهاند و چنين معلوم كردهاند كه وقتى خورشيد در اقصاى چين غروب كند بر جزاير آباد مذكور كه در بحر اقيانوس غربى است طلوع مىكند و چون از اين جزاير غروب كند در اقصاى چين طالع مىشود و اين يك نيمه دور زمين است و طول عمرانى كه مىگويند از آن وقوف حاصل كردهاند همين است و مقدار آن سيزده هزار و پانصد ميل است بمقياس همان ميل كه مساحت دايرهء زمين را بر آن نهادهاند ، آنگاه به عرض پرداختهاند و چنين يافتهاند كه آبادى از خط استوا آغاز و در ناحيهء شمال بجزيرهء تولى كه در بريتانياست و در آنجا حد اكثر طول روز بيست ساعت است ختم مىشود ، و گفتهاند كه مسير خط استوا بر زمين از مشرق به مغرب از جزيرهاى ما بين هند و حبش است و از نقطهء معروف به قبة الارض ميگذرد كه ما بين جنوب و شمال در نيمه راه جزاير آباد و اقصاى معمورهء چين است و عرض از خط استوا تا جزيرهء تولى قريب شصت